تشخیص بیماریها با معاینه ی زبان بر اساس طب آیورودا

 

زبان ما آیینه ی ارگانهای داخلی ماست. هر بخش از زبان با یکی از اعضای داخلی ما در ارتباط است. تغییر رنگ زبان و یا تغییرات هر منطقه از آن می تواند گویای اختلال در عضو مربوطه باشد.

زبان سفید -----> اختلال کافا

زبان زرد-سبز------>اختلال پیتا

زبان قهوه ای –سیاه----->اختلال واتا

زبان خشک نشاندهنده ی بدن کم آب و زبان رنگ پریده نشاندهنده ی کم خونی است.

3/1 جلوی زبان با گردن ، قفسه ی سینه ، قلب و ریه ها در ارتباط است. وجود کف در قسمت وسط این ناحیه نشاندهنده ی سردی ریه ها و کاهش انرژی آنهاست. که به معنی  بیماریهای ریوی مانند آسم و آلرژی یا برونشیت است.

فرو رفتگی در محل منطبق با قلب روی زبان حکایت از غصه ای عمیق و افسردگی می نماید.

3/1 میانی زبان با کبد ، لوزالمعده ، طحال و معده در ارتباط است. زخمهای کوچک روی زبان در ناحیه ی منطبق با معده نشاندهنده ی ورم معده یا زخم معده می باشد.

بخش عقبی زبان با روده ی کوچک و کولون در ارتباط است. وجود بار زبان در این ناحیه نشان دهنده ی تجمع سموم  در کولون (روده ی بزرگ) و کاهش سطح انرژی کولون می باشد.

روش پاکسازی زبان

در طب آیورودا از وسیله ای به نام زبان شویه برای پاک کردن سطح زبان استفاده می شود. بهترین زمان پاکسازی زبان صبح ها بعد از بیدار شدن از خواب و در حالت ناشتا می باشد. بدین ترتیب فرد عادت می کند هر روز صبح زبان خود را معاینه کند و از وضعیت اندامهای داخلی خود با خبر شود.

زبان شویه را با هر دو دست بگیرید و آن را به داخل دهان هدایت کنید. زبان شویه را از عقب زبان به سمت نوک آن بکشید تا آما یا همان بار زبان را پاک کند سپس آن را با آب بشویید و به رنگ آما که توسط زبان شویه کنده شده است توجه کنید.

این کار را می توانید سه بار یعنی یک بار در وسط زبان ، و دو بار در طرفین انجام دهید. بدین ترتیب سموم و میکربهایی که در طول شب گذشته روی سطح زبان تجمع پیدا کرده اند پاکسازی می شوند.

+ نوشته شده توسط دکتر میناگر در جمعه ۲۹ آبان۱۳۹۴ و ساعت 19:41 |

ماساژ درمانی آیورودیک

همانطور که قبلا در توضیح واژه ی آیورودا گفته شد کلمه ی آیورودا از دو قسمت (Ayu) به معنی زندگی و (veda) به معنی دانش تشکیل شده است. آیورودا در واقع طب سنتی هندوستان است که شاخه ای از طب کلی نگر محسوب می شود.

ماساژدرمانی بخش مهمی از سیستم طب آیورودا را تشکیل می دهد. بین ماساژایرانی (دلک) و ماساژ آیورودیک نقاط مشترک بسیاری وجود دارد.

ماساژدرمانی آیورودیک بر اساس مزاج شناسی و تعیین "دوشا " یا مزاج غالب فرد برنامه ریزی می شود.

بر اساس طب آیورودا بدن انسان از سه دوشای اصلی به نامهای  : واتا  ، پیتا و کافا تشکیل شده است.

هر سه دوشا در همه ی افراد وجود دارد ولی معمولا یکی غالب است. ترکیب دوشا ها درهر فرد و  یا به عبارت دیگر درصد عوامل پیتا و واتا و کافا در ساختمان بدنی هر فرد طبع او را می سازد. که در آیورودا به آن پراکریتی گفته می شود.

10نوع طبع یا ساختمان بدنی داریم:

1)واتا 2)پیتا 3)کافا 4)واتاپیتا 5)واتاکافا 6)پیتاواتا 7)پیتاکافا 8)کافاواتا 9)کافاپیتا 10)واتاپیتاکافا

بنابراین برخی افراد تک مزاجی و برخی دو مزاجی هستند. بندرت ممکن است کسی سه مزاجی نیز باشد.

شخصیت ،عکس العملها ،تمایلات غذایی و ساختار بدنی هر فرد تحت تاثیر دوشای غالبش قرار می گیرد.

مهمترین عامل تعیین کننده ی دوشای مزاجی هر فرد نوع دوشای والدین درلحظه ی لقاح است.

طبع اولیه ی هر فرد  که به طور ژنتیکی مشخص شده است در طول حیاتش بدون تغییر باقی می ماند.

پراکریتی = مزاج جبلی یعنی مزاجی که فرد با ان زاده شده است.

ویکریتی= مزاج عارضی مزاجی که بعدها به دلایل مختلف به فرد عارض شده است.

 نکته : پراکریتی شما هر چه باشد سعی کنید هر سه دوشا را زندگی کنید.

متعادل ساختن دوشاها به معنی این نیست که میزان واتا و پیتا و کافا در همه برابر شود. چون نمی شود میزان دوشایی که با زاده شده ایم تغییر بدهیم  بلکه می توان به میزان تعادلی که برای هر دوشا مناسب است  رسید.

برای دستیابی به سلامت هر کس باید بهترین موارد را از هر دوشا منعکس کند که مفهوم یک انسان کامل است.

خصوصیات روانشناسی مثبت هر دوشا:

واتا: قدرت تخیل ، حساس ، خود انگیز ، کشش پذیر ، با نشاط

پیتا : روشنفکر ، دارای اعتماد به نفس ،شاد و چاره ساز

کافا: آرام ، دلسوز ، شجاع  ، بخشنده و دوستدار

اکنون به برخی از فواید ماساژ آیورودیک اشاره می کنیم:

1)به توازن دوشاها و رفع اختلالات آنها کمک می کند.

2)با افزایش گلبولهای سفید سبب تقویت سیستم ایمنی بدن می شود و ما را در برابر بیماریها مصون می دارد.

3)در رفع سردرد و بی خوابی بی نظیر است.

4) سبب برطرف شدن گرفتگی عضلات می شود.

5)سبب افزایش گردش خون و بهبود خونرسانی به عضلات و پوست می شود.

6) برای افراد مسن ، ناتوان و بستری که قادر به حرکت نیستند سبب کاهش دردهای بدنی و پیشگیری از زخم بستر می شود.

7)برای نوزادان و خانمهای باردار قابل انجام است.

8)سبب کاهش استرس و ایجاد آرامش می شود.

9) یبوست مزمن را درمان می کند.

10)سبب افزایش سطح انرژی بدن و ایجاد نشاط و سرزندگی می شود. بنابر این برای بیماران افسرده به درمان کمک می کند.

11)دربهبود دردهای مزمن بدنی مانند فیبرومیالژیا بسیار موثر است.

 

روغنها و اسانسهای ی انتخابی در ماساژ آیورودیک بر اساس مزاج فرد ، اختلالات مزاجی و همچنین مزاج فصول انتخاب می شوند. معمولا از روغنهای ترکیبی به همراه اسانسهای مناسب با دوشای غالب فرد استفاده می شود.

اما به طور کلی روغنهای مناسب هر دوشا را نام می بریم:

بهترین روغن برای طبع واتا روغن کنجد می باشد.

برای فرد با مزاج پیتا می توان از روغن آفتابگردان ، نارگیل و یا روغن چوب صندل که خنک کننده هستند استفاده نمود.

برای مزاج کافا روغن ذرت ، بادام شیرین ، زیتون ، خردل و اکسیر ترکی قابل استفاده می باشد. همچنین در افراد با مزاج کافا می توان از ماساژ خشک بدون روغن استفاده کرد.

برای مزاج کافا از ماساژ محکم و برای دو دوشای دیگر یعنی واتا و پیتا از ماساژ ملایم استفاده می شود.

بهترین زمان ماساژ برای مزاج کافا صبح برای پیتا بعد از ظهر و برای واتا شب است.

بهتر است 3 ساعت بعد از ماساژ دوش گرفته شود تا روغنها از بدن شسته شوند.

همجنین بهتر است بین غذا خوردن و گرفتن ماساژ فاصله ی زمانی مناسبی وجود داشته باشد. یک ساعت بعد از یک غذای سبک و یا سه ساعت پس از یک غذای سنگین فاصله ی زمانی مناسبی است.

موارد ممنوعیت ماساژ:

مبتلایان به فشار خون بالای کنترل نشده

سرمازدگی

عفونتهای موضعی

عفونتهای منتشر

ابتلای به بدخیمی ها و سرطانهای مهاجم

وجود توده های مشکوک

زخم باز                   

مناطقی که دچار اختلال حسی  شده اند یا حسشان از بین رفته است.(گزگز و بی حسی دستها یا پاها)

کیست بیکر پشت زانوها

التهاب حاد مفاصل

صرع

دیابت پیشرفته و عارضه دار

التهاب سیاهرگها و وجود لخته ی خون در عروق

کسانی که اخیرا دچار سوختگی شده اند.

حاملگی نا به جا

گشادی عروق مری

ابتلا به هموفیلی

تب شدید

مسمومیت ها

تصلب شرایین یا آترواسکلروز شدید

سکته ی قلبی ناپایدار

نارسایی کبد

نارسایی کلیه

نارسایی تنفسی

مسمومیت حاملگی

بیماران اورژانسی  که نیازمند کمکهای اولیه هستند.

+ نوشته شده توسط دکتر میناگر در جمعه ۱۵ آبان۱۳۹۴ و ساعت 15:19 |

بادکش یا cupping یا حجامت خشک روشی است که در آن با ایجاد مکش در  عضو مربوطه جریان خون را در آن منطقه افزایش می دهیم.  به عبارت دیگر بادکش نوعی ماساژ عمیق محسوب می شود. در بادکش از تیغ استفاده نمی شود و هیچگونه خونگیری  نیز انجام نمی شود.

بادکش به دو نوع گرم و سرد تقسیم می شود.

 در بادکش گرم به کمک آتش اکسیژن داخل لیوان بادکش مصرف می شود و در نتیجه ایجاد خلاء و مکش می نماید.

در بادکش سرد از آتش استفاده نمی شود بلکه به کمک دستگاه ساکشن خلاء و مکش ایجاد می شود.

قبل از انجام بادکش باید با روغن مناسب روغن مالی در محل انجام گیرد.

در مزاجهای سرد و معتدل  می توانیم از بادکش گرم استفاده کنیم اما بادکش گرم در مزاجهای گرم ممنوع است.

معمولا تعداد جلسات مورد نیاز برای بروز تاثیرات درمانی با بادکش 15 جلسه است که باید یک روز در میان انجام شود.

کاربردهای درمانی بادکش گرم :

سینوزیت

اسپاسمهای عضلانی

آسم

حجیم کردن پستانها

سنگ کلیه

عفونتهای ادراری

کمردرد و دردهای سیاتیکی

زانودرد

کیست تخمدان 

ناباروری و نارسایی جنسی

بی نظمی قاعدگی

جاقی در افراد سرد مزاج

دردهای مبهم شکمی

خواب رفتگی دستها در افراد سرد مزاج

رفع خستگی

کم خونی

بیماریهای روماتیسمی

از بادکش سرد معمولا قبل از انجام حجامت تر برای افزایش خونرسانی به منطقه استفاده می شود.

+ نوشته شده توسط دکتر میناگر در سه شنبه ۵ آبان۱۳۹۴ و ساعت 14:13 |

 اخلاط چهارگانه:

از دیدگاه طب سنتی هر غذایی که بخوریم پس از هضم شدن در معده به کبد منتقل می شود . کبد را می توان به یک دیگ آشپزی تشبیه کرد که سبب تولید 4 خلط سودا ، بلغم ، دم و صفرا می شود. اخلاط از غذا و غذا هم از طبیعت بدست می آید که خود از ارکان چهارگانه تشکیل شده است. پس در واقع اخلاط هم خودشان از ترکیب ارکان چهارگانه ایجاد می شوند.

سودا در واقع شبیه ته دیگ است چون سنگین ترین خلط است پس آن را پایین ترین لایه ی دیگ در نظر می گیریم. سودا سرد و خشک است پس در واقع رکن خاک در آن غلبه دارد. وظیفه ی خلط سودا تحریک اشتها و استخوان سازی است. محل ذخیره ی سودا طحال است. اگر خلط سودا بیش از حد طبیعی در بدن تولید شود سبب ایجاد اوهام و خیالات ، وسواس ، کابوس ، ترس و اضطراب ، خشکی  و تیرگی پوست ، لاغری ، پرمویی و لکه های تیره در پوست می شود.

لایه ی بالایی سودا در دیگ فرضی آشپزی کبد ، خلط بلغم است. بلغم  نسبت به خون سرد و تر محسوب می شود.  این خلط محل ذخیره ای در بدن ندارد. بلغم برای عملکرد صحیح مفاصل و مغز واعصاب و ساخت چربی کاربرد دارد. اگر خلط بلغم بیش از حد در بدن ساخته شود سبب ایجاد کسالت ، پرخوابی ، کند فهمی ، سردی و نرمی پوست ، رنگ پریدگی ، کاهش تشنگی ،افزایش بزاق دهان و ضعف هاضمه می شود.

لایه ی بعدی خلط دم است که بیشترین حجم دیگ آشپزی فرضی کبد را تشکیل می دهد. خلط دم گرم و تر است. وظیفه ی آن خونرسانی و تغذیه ی اعضا است. اگر خلط دم بیش از حد در بدن ساخته شود سبب احساس سنگینی در بدن ، چرت زدن و خمیازه کشیدن ، حواس پرتی ، سرخی چهره ، قرمزی زبان ، بر آمدگی رگهای بدن و احساس عطش می شود.

سطحی ترین لایه ی دیگ آشپزی فرضی کبد را خلط صفرا تشکیل می دهد که گرم و خشک است. وظیفه ی این خلط رقیق کردن خون و افزایش نفوذ پذیری آن و به عبارت دیگر باز کردن مسیر گردش خون در عروق می باشد. ترمیم زخمها به واسطه ی خونرسانی خوب به بافتهای بدن صورت می گیرد که به واسطه ی خلط صفرا انجام می گیرد. همچنین  صفرا به هضم غذا کمک می کند و وسبب افزایش حرکات روده ها  و انجام عمل دفع می شود. محل ذخیره ی صفرا کیسه ی صفرا است.

برای درک بیشتر فرض می کنیم اگر یک لوله ی آزمایش داشته باشیم و مقداری خون در آن بریزیم بخش فوقانی آن که مقداری کف سفید مایل به زرد دارد صفرا است. بخش اعظم زیر این کف دم  است .رسوب سیاه ته لوله سودا است. بین دم و سودا ، بلغم است.

+ نوشته شده توسط دکتر میناگر در سه شنبه ۵ آبان۱۳۹۴ و ساعت 14:8 |

از دیدگاه طب سنتی همه ی موجودات جهان هستی از آمیزش 4 رکن اصلی  به وجود آمده اند. این 4 رکن عبارتند از : خاک ، آب ، هوا  و آتش.

آتش مظهر گرمی و خشکی  و در بین ارکان چهارگانه سبکترین آنهاست. آتش را معادل انرژی به حساب می آوریم.

هوا مظهر گرمی و تری است. هوا نسبتا سبک است اما نسبت به آتش سنگین تر است. هوا شامل بخارات و گازهاست.

آب مظهر سردی و تری است. نسبتا سنگین است اما نسبت به خاک سبکتر است.

خاک مظهر سردی و خشکی است و در میان ارکان چهارگانه سنگینترین آنهاست.

چرا هوا و آتش گرم ولی آب و خاک را سرد می دانند؟

چون هر چیزی که در ذات خود قدرت حرکت و گسترده شدن داشته باشد گرم محسوب می شود. آتش و هوا می توانند حرکت کنند پس گرمند. آب در ذات خودش قدرت حرکت ندارد و ایستا است فقط در اثر جاذبه حرکت می کند و سیال می شود پس سرد محسوب می شود. خاک هم که ساکن است و سرد است.

علت اینکه هوا و آب را تر می دانیم چیست؟

نشانه ی تری شکل پذیر بودن است. آب و هوا از خود شکلی ندارند و به شکل محیط خود در می آیند پس تر محسوب می شوند.

مزاجها از در هم آمیختن ارکان و فعل و انفعالات آنها با یکدیگر ایجاد می شوند.

به عبارت دیگر هر مزاجی دارای هر 4 رکن اصلی یعنی آتش ، هوا ، آب و خاک می باشد ولی مقدار و نسبت آنها در مزاجهای گوناگون متفاوت است.

از آنجا که نسبت آمیختن مواد با هم بسیار متفاوت است پس در جهان بینهایت مزاج خواهیم داشت.

اما به طور کلی  می توانیم 9 مزاج اصلی داشته باشیم:

                                           1)اگر بین 4 رکن اصلی نسبت آتش و هوا در فرد  بیشتر باشد مزاجش گرم می شود.

2) اگر بین 4 رکن اصلی نسبت آب و خاک در فرد بیشتر باشد مزاجش سرد می شود.

3)اگر بین 4 رکن اصلی نسبت آب و هوا در فرد بیشتر باشد مزاجش تر می شود.

4) اگر بین 4 رکن اصلی نسبت خاک و آتش در فرد بیشتر باشد مزاجش خشک می شود.

5) اگر بین 4 رکن اصلی  نسبت آتش از همه بیشتر باشد مزاج فرد گرم و خشک می شود.

6)اگر بین 4 رکن اصلی نسبت هوا ا ز همه بیشتر باشد مزاج فرد گرم و تر می شود.

7)اگر بین 4 رکن اصلی نسبت  آب از همه بیشتر باشد مزاجش سرد و تر می شود.

8)اگر بین 4 رکن اصلی نسبت خاک از همه بیشتر باشد مزاجش سرد و خشک می شود.

9)اگر نسبت ارکان چهارگانه در فرد  یکسان باشد مزاج معتدل به وجود می آید که در واقع یک مزاج فرضی است و عملا وجود ندارد.

خصوصیات  رکن غالب می تواند خصوصیات فرد راتعیین کند. مثلا کسی که مزاج تر دارد با توجه به غلبه ی آب و هوا که هر دو خاصیت شکل پذیری دارند فردی منعطف خواهد بود. بر عکس فردی که مزاج خشک دارد و دو رکن آتش و خاک در او غلبه دارند فردی سخت گیر و غیر قابل انعطاف است.

یا مثلا گرما سبب تحرک می شود پس کسی که مزاج گرمی دارد در حرکات و گفتارش سریع است و برعکس افراد سرد مزاج در گفتار و حرکات خود کندتر هستند.

یک اشتباه رایج:

به مزاج گرم و تر مزاج دموی

به مزاج گرم و خشک مزاج صفراوی

به مزاج سرد و تر مزاج بلغمی

به مزاج سرد و خشک مزاج سوداوی گویند.

این اصطلاحات اشتباه است.

+ نوشته شده توسط دکتر میناگر در سه شنبه ۵ آبان۱۳۹۴ و ساعت 14:6 |
آدرس مطب دکتر فرانس میناگر:

کرج - گوهردشت- بلوار ملکشاه- خ اسماعیل مسلمی- ساختمان پدیده البرز- طبقه سوم واحد 11

026-34205215

09384059777

09123461067

+ نوشته شده توسط دکتر میناگر در سه شنبه ۵ آبان۱۳۹۴ و ساعت 14:0 |

در بیماری مولتیپل اسکروز یا ام اس غلاف چربی به نام "مایلین" که اطراف رشته های عصبی را در مغز و نخاع احاطه کرده است آسیب می بیند. به دنبال این آسیب سیگنالهایی که از مغز به سمت اعضای بدن صادر می شود دچار اختلال می شود. این موضوع مانند آسیب دیدن روکش پلاستیکی در یک سیم برق می باشد که سبب اختلال جریان برق می شود و بدین ترتیب لامپ روشن نخواهد شد.

علت ام اس هنوز مشخص نشده است. دانشمندان معتقدند عوامل بسیاری در ایجاد ام اس نقش دارند از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1)عامل ایمونولوژیک

امروزه پذیرفته شده است که در ام اس سیستم ایمنی بدن بر علیه مایلین موجود در دستگاه عصبی مرکزی برانگیخته می شود. به عبارت دیگر ام اس یک بیماری خود ایمنی محسوب می شود. محرک اصلی که این روند خود ایمنی را شروع می کند هنوز شناخته نشده است.

2)عوامل محیطی

ام اس بیشتر در مناطقی که از خط استوا دور تر هستند دیده می شود. اپیدمیولوژیست ها با بررسی عوامل بسیاری نظیر تنوعات جغرافیایی ، مردم شناسی ، ژنتیک ،عوامل عفونی و روند مهاجرت سعی دارند تا چرایی این موضوع را پیدا نمایند.

مطالعات بر روی روند مهاجرت نشان داده است اگر افراد قبل از سن 15 سالگی از یک منطقه که خطر ابتلای به ام اس در آنجا بالاست به منطقه ای با خطر پایین تر مهاجرت نمایند از میزان خطر در منطقه ی جدید تبعیت خواهند کرد.

برخی از داده ها حاکی از آن است که تماس با برخی از عوامل محیطی قبل از بلوغ می تواند فرد را در آینده در معرض ام اس قرار دهد.

برخی از دانشمندان تصور می کنند از آنجایی که مردم مناطقی که نزدیک به خط استوا هستند در معرض آفتاب بیشتری قرار دارند لذا سطح ویتامین "د" در بدن آنها افزایش می یابد و احتمالا می تواند تاثیر مثبتی بر روی سیستم ایمنی آنها داشته باشد و مانع از ایجد بیماریهای خود ایمنی شود.

3)عوامل عفونی

از آنجا که نقش ویروسها در تخریب میلین شناخته شده است احتمال داده می شود یک ویروس و یا میکرب دیگری در ایجاد ام اس دخیل باشد.

4)ژنتیک

ام اس مستقیما یک بیماری موروثی نیست. اما دیده شده است که اگر یکی از بستگان درجه ی اول فرد (مانند خواهر ،برادر و یا یکی از والدین) به ام اس مبتلا باشد احتمال ابتلای آن فرد بیشتر از افراد دیگر در جامعه خواهد بود.

 بیماری ام اس به چهار گروه تقسیم می شود:

1)عودکننده-فروکش کننده

در این حالت از ام اس بیماران حملات بدتر شدن عملکرد عصبی را تجربه می کنند که به آن عودکردن ام اس گفته می شود. در فواصل این حملات بیماری فروکش مینماید وفرد می تواند کاملا و یا بطور نسبی بهبودی حاصل نماید.اما بیماری آنها وخیم تر نخواهد شد. تقریبا 85 درصد مبتلایان به ام اس در زمان تشخیص در این گروه قرار می گیرند.

2)پیشرونده ی اولیه

مشخصه ی این گروه بدتر شدن وضعیت عصبی از ابتدای بیماری بدون هیچگونه فواصل فروکش کننده می باشد. سرعت پیشروی بیماری متغیر می باشد. گاهگاهی بهبودی موقت و مختصری دیده می شود.10 درصد مبتلایان به ام اس در زمان تشخیص در این گروه قرار می گیرند.

3)پیشرونده ی ثانویه

به دنبال یک ام اس عودکننده-فروکش کننده برخی از بیماران دچار بدتر شدن ثانویه ی ام اس می شوند.مشخصات این گروه پیشرفت تدریجی علایم پس از طی دوره های عود وبهبود اولیه است.

4) پیشرونده-عودکننده

این حالت از ام اس نادر است و فقط در 5 درصد از بیماران دیده می شود. در این بیماران علائم بیماری از ابتدا به سمت بدتر شدن پیش می رود در ضمن در روند بیماری شاهد حملات مشخص عودکردن نیز خواهند بود. آنها ممکن است بهبودی جزیی به دنبال حملات را تجربه کنند اما به هر حال بیماری به سمت وخیم شدن پیشرفت خواهد داشت.

 

علائم شایع ام اس عبارتند از:

خستگی ، اختلالات حسی ، اختلال تعادل ، اختلال در راه رفتن ، اختلال عمل مثانه ، اختلال عمل روده ، مشکلات بینایی ، سر گیجه ، اختلالات جنسی ، درد ، اختلالات شناختی ، تغییرات هیجانی ، افسردگی واسپاسم و سفتی اندامها.

 

یوگا چگونه می تواند به بیماران مبتلا به  ام اس کمک کند؟

 

یوگا در زیر گروه طب مکمل –جانبی قرار دارد. تمرینات یوگا با ایجاد کشش در عضلات ساق پا، بازو و پشت به افزایش انعطاف پذیری بدن این بیماران کمک می کند.

آساناهای یوگا با تغییر روند تنفس سبب رها سازی تنشهای فیزیکی و هیجانی در بیماران می شود همچنین سبب تنظیمات شیمیایی در خون می گردد و اکسیژن بیشتری را به اندامهای حیاتی بدن هدایت می کند.

آساناهایی مانند وضعیت کودک و سگ رو به پایین نمونه هایی از وضعیتهای معکوس  است که هم  برای آن دسته از مبتلایان به ام اس که وابسته به ویلچر می باشند و هم برای کسانی که قادر به راه رفتن می باشند مناسب است. این وضعیتها برای کسانی که از ویلچر استفاده می کنند  براحتی قابل تعدیل می باشند. مثلا برای انجام وضعیت کودک روی ویلچر فرد باید طوری بنشیند که زانوها و پاهایش از هم فاصله داشته باشد سپس به جلو خم شود و سرش را بین زانوانش آویزان نماید. در این حالت اگر انعطاف پذیری خوبی داشته باشد ممکن است نوک انگشتانش به زمین برسد.

آسانا ها بتدریج و به آرامی سبب تقویت عضلات فرد می شوند که بدین ترتیب انعطاف پذیری ، تعادل و وضعیت بدنی فرد بهبود حاصل می نماید.

آساناهایی مانند وضعیت مثلث ، قهرمان 1و 2 ،درخت و کوه سبب بهبودی تعادل فرد می شوند. البته برای انجام این وضعیتها فرد می تواند از دو صندلی در دو طرف خود کمک  بگیرد.

وضعیتهای نشسته ای مانند قایق ، پیچ نشسته و خم به جلوی نشسته سبب تقویت عضلات ، بهبودی تعادل و تونوسیته ی اندامها می شود.

به هنگام انجام وضعیت قایق فرد مبتلا به ام اس باید کف دستها و یا آرنجها را روی زمین بگذارد. همچنین افرادی که در ناحیه ی ستون فقرات و شانه ها از انعطاف پذیری کمی برخوردارند برای بلند کردن بالاتنه در وضعیت قایق می توانند از آجر استفاده نماید.

برای انجام تمرین وانهادگی فرد می تواند به پشت روی زمین دراز بکشد وساق پاهایش را روی یک صندلی قرار دهد. وضعیت دیگر برای وانهادگی بدین ترتیب است که فرد در حالی که نشیمنگاهش به دیوار تکیه دارد به پشت روی زمین دراز بکشد و پاهایش را در حالی که به دیوار تکیه دارد مستقیما بالا نگه دارد  به طوری که کف پاها رو به سقف باشد.

تمرینات وانهادگی و مراقبه سبب می شود تا فرد تنشهای فیزیکی خود را شناسایی ورها نماید بنابر این همه ی بدن دررهایی کامل  قرار می گیرد و گفتگوی ذهنی متوقف می شود.

تمرینات تنفسی یا پرانایاما سبب می شود تا دستگاه عصبی آرام شود و خستگی فرد مبتلا به ام اس کاهش یابد.

به کارگیری ابزار کمکی مانند بالش ، کمربند ، صندلی ، آجر و مت به مبتلایان به ام اس کمک می کند تا بتوانند آساناها را به صورت تعدیل شده انجام دهند. مربی لازم است به هنگام ماندن در یک وضعیت یوگا و یا خارج شدن از یک وضعیت به بیماران کمک نماید.

از آنجا که اکثر مبتلایان به ام اس از خستگی ، استرس و گرما رنج می برند بهتر است کلاسهای آنان در اول صبح و در شرایط محیطی مناسب برگزار شود و در کلاس فضای مناسب برای ویلچر وجود داشته باشد.

مبتلایان به ام اس به دنبال انجام تمرینات یوگا به تدریج شاهد بهبودی تونوسیته ی عضلات وتعادل، افزایش سطح انرژی بدن و کاهش خستگی خواهند بود.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط دکتر میناگر در پنجشنبه ۲۴ بهمن۱۳۹۲ و ساعت 22:58 |

یوگاتراپی برای مبتلایان به سرطان

                                       

هدف سوم :نقش استرس در بیماری و ایجاد انفصال در کوشاها

کوشاها مانند نخهای  یک لباس به هم بافته شده اند. هرگاه یک نخ از لباس تغییر کند مثلا طول آن بلندتر شود ، رنگ آن تغییر کند و یا نسبت به بقیه سخت تر و سفت تر شود بر روی کل آن لباس تاثیر می گذارد. این امر در رابطه با کوشاها هم صادق است.

استرس نه تنها سبب ایجاد تغییرات فیزیکی در کالبد اول یا آنامایاکوشا می شود بلکه بر روی چهار کالبد یا کوشای دیگر نیز تاثیر می گذارد. این روند مستمر است یعنی یک تغییر سبب تغییرات بیشتر و بیشتر می شود تا انجا که بدن از وضعیت تعادل طبیعی خود خارج می شود.

مداخله ی درمانی درهر سطحی از این تغییرات یا انفصالها سبب شروع بازگشت به وضعیت سلامتی می شود.

هدف چهارم: فاکتورهای سلامتی که  انفصال را بهبود می بخشد.

جاده ی سلامتی می تواند شبیه یک اتوبان صاف و هموار باشد که بتوان با سرعت در آن حرکت کرد و یا شبیه جادهای خاکی ،پیچ در پیچ و پر از چاله چوله باشد. صرفه نظر از اینکه  سفرهر فردی در چه جاده ای رخ می دهد هر جاده می تواندانشعابات متعددی پیدا کند که هر انشعاب نمایانگر بخشی از وجود فرد است.

آسیبهای محیطی سبب ایجاد بیماری در جسم فیزیکی و همچنین صدمه به کالبدهای انرژیک و عاطفی می شوند.

سیستم باورهای فرد آزموده میشود و فرد شروع می کند تا خودش را در رابطه با بیماری سرطانش تعریف کند.

شاید مهمترین چیز این است که جایی از وجود فرد که جایگاه آرامش است وسبب ایجاد امنیت و راحتی فرد می شود به بدترین روش ممکن مورد آزمایش قرار می گیرد.

به همین علت است که یک برنامه ی جامع که همه ی بخشهای وجود را در بر بگیرد باید ایجاد شود.

هدف پنجم: برنامه ی 10 هفته ای یوگا درمانی برای بیماران سرطانی

علاوه بر آساناها و وضعیتهای فیزیکی یوگا که در کلاس آموزش داده خواهد شد  انتظار می رود تا همه ی شرکت کنندگان در این دوره  دیدگاه ذهنی مثبتی پیدا کنند ، روش تغذیه ی آنها بهبود یابد ومعنویت به طور اساسی در آنها پرورش پیدا کند. برای این منظور از تکنیکهای تنفسی ، مراقبه و تصویرسازی هدایت شده و جملات تاکیدی مثبت استفاده می شود. وظیفه ی هر شاگرد این است که مسئولیت سفر خودش را در راه بازگشت به سلامتی به عهده بگیرد.

هفته ی اول: معرفی

خوشامد گویی و معرفی مربی

معارفه ی شاگردان

چکیده ی برنامه ی کلاس و اظهارات شاگردان

حرکات ملایم یوگا بر روی صندلی، آگاهی از تنفس ،جملات تاکیدی که در طول 10 هفته ی کلاس تکرار خواهند شد.

هفته ی دوم:آگاهی از بدن

نقشه برداری از بدن روی صندلی یا  کف زمین با راهنمایی از طریق کوشاها یا کالبد های پنجگانه

انتقال این تجربه بر روی کاغذ

حرکات ملایم یوگا بر روی صندلی و جملات تاکیدی

هفته ی سوم:

حرکات یوگا بر روی صندلی با دم و بازدم

حرکات یوگا ی خوابیده روی زمین با دم و بازدم

تن آرامی با تصویر سازی در مورد تنفس

جملات تاکیدی

هفته ی چهارم:

ایجاد زمینه برای از بین رفتن ترس از مودراها

مودراهای درمانی برای سیستم ایمنی بدن به همراه تنفس

حرکات ملایم یوگا بر روی صندلی یا خوابده روی زمین و حرکات یوگای ایستاده

شاواسانا و جملات تاکیدی

هفته یپنجم: باز کردن چاکرای قلب

ترکیب تنفس با حرکات باز کننده ی چاکرای قلب برای ایجاد آگاهی از بدن

حرکات یوگا بر روی صندلی ، حرکات ایستاده و خوابیده

شاواسانا و جملات تاکیدی

هفته ی ششم: تمرکز روی چاکراها

تنفس در طول ستون فقرات ازمیان همه ی چاکراها

وضعیتهای مربوط به هر چاکرا

تن آرامی با ارجاع به هر چاکرا

جملات تاکیدی مربوط به هر چاکرا

هفته ی هفتم: کالبد عاطفی

تمرینات تنفسی از طریق تمام بدن و توجه به مناطق دارای انسداد عاطفی

 انجام وضعیتهایی که این آگاهی را حفظ می کنند.

توجه به اینکه چگونه احساسات متفاوت در بخشهای مختلف بدن مقیم می شوند.

تن آرامی و جملات تاکیدی

هفته ی هشتم:سیستم گردش خون

تکنیک تنفسی با توجه به جریان گرم خون از قلب به اندامها

وضعیتهایی که بدن را  به شکل ستاره باز می کند. ( کاربرد بیش از پیش وضعیتهای ایستاده) با تاکید بر روی حس کردن گردش خون.

تن آ رامی با تصویر سازی جریان ، گشودن و جملات تاکیدی

هفته ی نهم:سیستم اسکلتی –عضلانی

در وضعیت سوخ آسانا یا هر وضعیت راحت دیگری بنشینید.

 "آدی مودرا " را انجام دهید که سبب آرامش سیستم عصبی می شود وبه  انجام تنفس سه مرحله ای بخصوص تنفس شکمی کمک می کند.

وضعیتهای ملایم باز کننده ی ستون فقرات

بر روی دو متکای ضربدری به پشت دراز بکشید.

بر روی دو متکای ضربدری به پهلو بخوابید.

اوپاویشتاکون آسانا  ، گربه ، کششهای ملایم ایستاده با آگاهی از تنفس و بدن ، تادآسانا ، اوردواهاستاسانا ، آردهاچاندرآسانا ،ویرابهادرآسانای 1 و 2 ، خم به جلوی نشسته بر روی صندلی

تن آرامی در وضعیت ویپاریتاکارانی یا وضعیتهای دیگر

مراقبه ی نشسته بر روی صندلی یا زمین با وضعیت دستها در" آنجالی مودرا"

جملات تاکیدی

دستها در وضعیت "پادمامودرا" با چشمهای بسته چانه به سمت پایین و نگاه به قلب و تکرا ر این جملات:

من افتخار می کنم که جایگاه من در درون توست، جایی که همه ی کائنات حضور د ارند.

من افتخار می کنم که جایگاه  من در درون توست، جایی که سرشار از عشق ، صلح ، نور و حقیقت است.

وقتی تو در آن مکان در خودت هستی و من نیز در آن مکان در خودم هستم پس ما یکی هستیم.

“Namaste”

هفته ی دهم: لبریز کردن

بهبودی از طریق کوشاها ، تاکید بر اینکه هیچ هدف نهایی وجود ندارد و هر لحظه کامل است.

تنفس ،آساناها ، تن آرامی و جملات تاکیدی

 

منبع:

Yoga for people experiencing cancer

IYT PYT training August 4-17,2002

Rebecca Laney, Ann Lee, Cindy Wuerch

+ نوشته شده توسط دکتر میناگر در جمعه ۱۹ مهر۱۳۹۲ و ساعت 19:59 |

از دیدگاه یوگاتراپی سرطان نتیجه ی جدایی جسم ، ذهن و روح  در یک یا چند سطح از وجود فرد می باشد که احتمالا در کالبد فیزیکی در سطح سلولی تظاهر پیدا می کند..

بنابر این هدف یوگاتراپی انسجام کوشاها و یا کالبدهای پنجگانه است.

هدف1ول: بررسی و درک شرایطی که در این بیماران در کالبدهای پنجگانه اتفاق می افتد.

هدف دوم : بررسی جدایی و انفصالی که درسطح  هر یک از کالبد های پنجگانه اتفاق افتاده است.

1)آنامایاکوشا یا کالبد فیزیکی

شرایطی که در بیماران سرطانی در بدن فیزیکی یافت می شود :

سیستم اسکلتی-عضلانی: ضعف به دنبال درمان ، وضعیتهای محافظ و عدم فعالیت فیزیکی

سیستم ایمنی: ضعف به دنبال درمان که منجر به کاهش گلبولهای قرمز و سفید می شود.

سیستم تنفسی: این سیستم  به علت کاهش گلبولهای قرمز ، ایجاد بافت اسکار  و به کارگیری وضعیتهای محافظ به درستی کار خود را انجام نمی دهد.

سیستم عصبی: خستگی مفرط ، نوسان حال ، گیجی ، فراموشی ، بی خوابی.

سیستم هورمونی: عدم تعادل هورمونی ، اختلال قاعدگی ، یائسگی به دنبال داروها.

سیتم گوارش: اسهال و کاهش جذب مواد مغذی.

سیستم گردش خون: کاهش گلبولهای سفید و قرمز و احتمالا خونریزی.

سیستم تولید مثل: نازایی موقت و یا دائمی ، آسیب به تخمدانها و بیضه ها.

هرگاه جدایی و انفصال در سایر کوشاها اتفاق بیفتد و آنقدر پیش برود که به اصطلاح فرد به آخر خط برسد نتیجه ی این انفصال به شکل عوارض جسمانی در کالبد فیزیکی فرد تظاهر پیدا خواهد کرد.

2) پرانامایا کوشا یا کالبد انرژیک

شرایطی که در کالبد انرژیک بیماران سرطانی یافت می شود عبارتند از : سطوح پایین انرژی، عدم آگاهی از تنفس ، افسردگی و اضطراب (که خود تاثیر منفی بر روی انرژِی فیزیکی دارد.)

همچنین درمانهای دارویی و یا جراحی  در این بیماران منجر به آسیب چاکراها نادی ها و پراناوایوها می گردد . بنابر این انفصال در سطح چاکراها ، نادی ها و پرانا وایو  اتفاق می افتد.

وضعیت چاکراها در افراد مبتلا به سرطان:

مولادهارا: سطح کولون (روده ی بزرگ)

جدایی از زمین اتفاق می افتد. فرد احساس عدم امنیت می کند.

سوادهیستانا: سطح اندامهای تولید مثل

جدایی از حس ها و فعالیت جنسی فرد

مانی پورا: سطح گوارش

جدایی از اجتماع

آناهاتا: سطح قلبی تنفسی

جدایی از روابط عاشقانه

ویشودهی: سطح گلو

جدایی از خرد ، خلاقیت و تفکر غیر وابسته

آجنا:چشم سوم

جدایی از ماهیت معنوی

3)مانامایاکوشا یا کالبد احساسی:

شرایطی که در کالبد احساسی اتفاق می افتد:

به طور کلی ترس وجود دارد. ترس از مرگ ، ترس از دست دادن سیستم حمایتی ، ترس در مورد سلامتی بچه های فرد مبتلا.

عصبانیت از وجود بیماری

افسردگی به دنبال عدم فعالیت و درد عاطفی

نگرانی در مورد آینده

حس خجالت از وضعیت ظاهری (مانند از دست دادن موها)

حس تنهایی گویا تنها کسی در دنیاست که سرطان دارد.

حس گناه به علت اینکه سبب ناراحتی عزیزانش شده است.

جدایی و انفصال در این کالبد به این علت اتفاق می افتد که فرد "در سطحی که سرطان تظاهر پیدا کرده است کامل نبوده است."

برای مثال:

سرطان سینه: قادر به برقراری ارتباط با دیگران نبوده است.

سرطان معده: نتوانسته است آنچه را اتفاق افتاده است هضم کند. و یا در مورد گذشته احساس ناراحتی می کند.

سرطان کبد: خشمش را فرو خورده است و نتوانسته رها کند. یا نتوانسته افکار ناسازگارش را تصفیه کند. یا باورهایی (مانند اینکه به اندازه ی کافی خوب نیستم ) داشته است که نتوانسته آنها را تصفیه کند.

راجاس بیش از حد: فعالیت بیش از حد

تاماس بیش از حد: از نظر فیزیکی ، عاطفی ،ذهنی و معنوی به خود توجه نمی کند.

4)ویجنامایاکوشا یا کالبد خرد:

شرایطی که در این کالبد اتفاق می افتد:

گیجی به همراه این سوال: چرامن؟

جدایی به دنبال پرداختن بیش از حد به شخصیت خود بوجود می آید.

5)آناندامایاکوشا یا بدن سعادت:

شرایطی که در بدن سعادت اتفاق می افتد:

فرد قادر نیست با بیماری خود در صلح باشد. جدایی به دنبال این اتفاق می افتد که فرد از حقیقت وجودی خود نا آگاه است.

 

 

+ نوشته شده توسط دکتر میناگر در شنبه ۱ تیر۱۳۹۲ و ساعت 20:17 |

برای آنکه متوجه شویم چگونه استرسهای ذهنی به بدن منتقل می شوند باید کالبدهای پنجگانه ی بدن را بشناسیم.

امروزه باپیدایش عکسبرداری کرلیان((Kirlian photography)

مشاهده ی هاله های اطراف جسم فیزیکی امکان پذیرشده است.

بنا بر این موئسسه های علم پارا پسیکولوژی گسترش پیدا کرده اند و دانشمندان در رابطه با نظریات مادی گرایانه ی مطلق خود تجدید نظر کرده اند. اکنون دانشمندان به وجود کالبدهایی برتر از جسم فیزیکی پی برده اند که اسامی مختلفی مانند هاله،کالبد اتری،کالبد اختری،کالبد ذهنی و ... برای آنها به کار برده شده است.

بر اساس یوگا انسان از 5 لایه ی وجودی به نام کوشا (kousa)

 تشکیل شده است که عبارتند از:

1)Annamaya kousa کالبد فیزیکی یا

2)Praiamaya kousaکالبد انرژی حیاتی یا

3)کالبد ذهنی یا Manomaya kousa 

4)Vijnanamaya kousaکالبد معرفتی یا

5) کالبد سعادتیا Anandamaya kousa 

البته در متون مختلف از نظر تعداد کالبدها نظرات مختلفی وجود دارد.برخی به وجود 7 کالبد و برخی  نیز به وجود بینهایت کالبد معتقدند.در اینجا ما کالبدهای پنجگانه را مورد بررسی قرار می دهیم.

1)کالبد اول یا آنامایاکوشا یا کالبد فیزیکی یا مادی

  منظورهمین جسم فیزیکی است که از ماده و در ابعاد ظریفتر از مولکولها،اتمها ،نوترونها و الکترونها تشکیل شده است که در نهایت آنها نیز از بسته های کوچک انرژی تشکیل شده اند.بدن فیزیکی ما زمخت ترین بدن در بین بدنهای پنجگانه است.از به هم پیوستن مولکولها سلول-بافت و نهایتا ارگانهای بدن تشکیل می شوند.بدن فیزیکی از قوانین طبیعی و مشخصی تبعیت می کند و توسط اعصاب و هورمونهای شیمیایی کنترل می شود.

2)کالبد دوم یا پرانامایاکوشا یا کالبد انرژی حیاتی

این کالبد ظریفتر از کالبد اول است.انرژی این کالبد از جنس طیف  انرژی الکترومغناطیسی که در دانش نوین شناخته شده است نمی باشد.تمام انواع انرژیهای مذکور مانند الکتریسیته،صوت،نور،امواج رادیویی،اشعه ی ایکس و... به کالبد فیزیکی تعلق دارند و از قوانین انرژی تبعیت می کنند.اما انرژی این کالبد بسیار ظریفتر از آنها می باشد و از قوانین انرژی تبعیت نمی کند.انرژی کالبد دوم می تواند خود به خود  بدون دخالت عامل خارجی افزایش یا کاهش یابد.

به انرژی حیاتی پرانا گفته می شود.همانگونه که خون در رگهای جسم فیزیکی ما در جریان است درکالبد دوم ما نیز پرانا در کانالهای انرژی که به آنها نادی گفته می شود جریان دارد. پرانا ازطریق نادی ها و چاکراها از کالبد انرژی حیاتی وارد جسم فیزیکی ما می شود.چاکراها مراکز دریافت ،تقویت و ارسال پرانا می باشند.شاید بتوان عملکرد هر چاکرا را به یک قلب تشبیه کرد.هفت چاکرا تعریف شده است که هر یک از آنها می توانند انرژی حیاتی را از طبیعت ،محیط اطراف،کیهان وکالبدهای ظریفترفرد بگیرند و به نقاط مختلف بدن فیزیکی و سایر کالبدها وهمچنین به اطراف پخش کنند.یک جریان هماهنگ و یکنواخت از پرانا در تک تک سلولهای کالبد فیزیکی یا جسم مادی ما بر قرار است که آنها را زنده و سلامت نگه می دارد.پرانا قابلیت آن را دارد که بر اساس نیاز کالبد فیزیکی در قسمتهای مختلف آن گردش کند.مثلا وقتی یک کار فکری می کنیم به پرانای بیشتری در مغز نیاز داریم یا وقتی راه می رویم به پرانای بیشتری در اندامهایمان نیاز داریم.اگر پرانا بدون کنترل و به شکل نامناسب در هر یک از ارگانهای بدن افزایش یابد سبب اختلال عملکرد آن ناحیه خواهد شد.بدن پرانیک یا کالبد دوم رابط بین بدن فیزیکی و بدنهای بالاتر است.این بدن همچون لایه ای محافظ بدن فیزیکی را در بر می گیرد و از ورود عوامل بیماریزا به آن جلوگیری می کند.استفاده ی بیش از حد از انرژی حیاتی شیوه ی غلط زندگی مانند استرس،غذای ناسالم،مصرف سیگار،الکل و مواد مخدر همچنین افکار و احساسات منفی سبب تضعیف کالبد انرژی حیاتی یا بدن پرانیک می شوند در نتیجه منجر به ایجاد شکاف یا حفره در آن خواهند شد. به دنبال پیدایش این نقص در لایه ی محافظ یا کالبد دوم عوامل بیماریزامی توانند وارد بدن فیزیکی شوند.

3)کالبد سوم یا مانامایاکوشا یا کالبد ذهنی

فرکانس امواج این کالبد بالاتر از بدن فیزیکی و بدن پرانیک است.به عبارت دیگر این کالبد ظریفتر از آن دو می باشد.ذهن منبع همه چیز است.کالبد ذهنی معرف شخصیت یک فرد است.ذهن از بخشهای مختلف شامل ادراک،خاطرات و من یا ایگو تشکیل شده است.بخش عواطف و هیجانات نیز در کالبد ذهنی قرار گرفته است.البته برخی از منابع کالبد جداگانه ای را به نام کالبد عاطفی تعریف کرده و آن را مرکز احساسات و عواطف می دانند.

ذهن چیست؟

ذهن تجمع افکاری است که به داده های وارده از طریق اندامهای حسی پاسخ می دهد.برای مثال چشم به عنوان یک اندام حسی یک گل سرخ زیبا را می بیند.این پیام حسی از طریق اعصاب حسی به مغز و از مغز به ذهن فرستاده می شود.ذهن از طریق بخش خاطرات به شما می گوید که این همان گل سرخ زیبایی است که همیشه دلتان می خواسته ببینید.افکار در ذهن شما می چرخند و با ارسال پیام به مرکز عواطف سبب پیدایش احساسات می شوند.و شما می گویید چه زیباست من عاشق این گل هستم!

مشخصه ی بخش عواطف دریافتهایی چون دوست داشتن یا نداشتن،عشق یا نفرت است که به من یا ایگو مرتبط است.

عواطف و هیجانات ریشه ی رنج یا لذت در انسان می باشند.وقتی هیجانات قدرتمند شوند کنترل ما را به دست می گیرند و اعمال ما تحت سلطه ی آنها قرار می گیرند وبر خلاف حق خواهند شد.

وقتی بر خلاف قوانین هستی پیش رویم دچار عدم تعادل یا استرس خواهیم شد.استرس طولانی مدت به درون کالبد انرژی حیاتی و کالبد فیزیکی نفوذ خواهد کرد و ایجاد بیماری می نماید.

کالبد ذهنی کتابخانه ی ذهن و عواطف ماست.جمله ای معروف وجود دارد که می گوید :

شما همان چیزی هستید که می پندارید.

4)کالبد چهارم یا ویجنامایا کوشا یا کالبد معرفتی

ویجنا یا خرد یا معرفت به وجود آورنده ی همه ی مخلوقات است.به عبارت دیگرحقیقت وجودی همه ی مخلوقات از جنس خرد یا آگاهی است.در واقع ما دو گونه ذهن داریم.مثلا وقتی کالبد ذهنی یا ذهن اول ما می گوید : "این گل سرخ چه زیباست! من دلم می خواهد آن را بچینم." ذهن دوم ما که برخاسته از کالبد معرفتی است می گوید :" نه! تو نمی توانی این گل را بچینی چون این گل در باغچه ی همسایه است و متعلق به تو نیست."

این آگاهی که دائما ما را هدایت می کند که چه کاری را انجام دهیم و چه کاری را انجام ندهیم مربوط به بدن چهارم یا کالبد معرفتی است.در واقع کالبد معرفتی بخشی از ذهن است که در انسانها نمو یافته و آنها را از حیوانات متمایز می نماید.

5)کالبد پنجم یا آناندامایاکوشا یا بدن روحانی یا کالبد سعادت

آناندا پایه و اساس آفرینش است.یعنی چیزی که همه ی کائنات از آن آفریده شده است.کالبد سعادت ظریفترین لایه ی وجودی ماست که  تهی از عواطف و هیجانات است وبا وضعیت سکوت کامل،هماهنگی کامل و سلامتی کامل معادل می باشد.

این بدن والاترین و درخشان ترین انرژی را از سطح روحانی هستی دریافت می کند و در میان سایر کالبد ها جریان می یابد و به امواج آنها سرعت می بخشد و کمک می کند تا سطحی متعالی در جایگاه خودشان پیدا کنند.

چنانچه ذکر شد در کالبد ذهنی نیروی خلاقیت غلبه دارد در حالی که در کالبد معرفتی قوه ی تشخیص و تمیز دادن امور برتری دارد.اما در کالبد سعادت برترین مرحله ی تکاملی که می تواند در وجود انسان آشکار شود یعنی سعادت تجسم می یابد.

از راه این کالبد است که امکان شناخت سرچشمه ی حیات و هدف زندگی مهیا می شود.تجربه ی وحدت درونی از طریق این بدن امکان پذیر می باشد.

انسان برای رسیدن به آگاهی یا هدف نهایی در مسیر سلوک خویش از این 5 لایه عبور می کند و از بندهای وابستگی به هر یک از این کالبدها رها می گردد.

 

+ نوشته شده توسط دکتر میناگر در پنجشنبه ۲ خرداد۱۳۹۲ و ساعت 12:47 |